یک نگاه بکن          آخه این درسته ؟

من نمیتونم با تو حرف بزنم    این نفسم به من اجازه نمیده

وقتی در مقابل تو می نشینم و قصد می کنم با تو حرف بزنم ، این قلب خرابم ، اینقدر جای این و اون شده ، که نمی تونه با تو ارتباط برقرار کنه .

حواسم به همه چیز جمع است غیر از تو !

آخه مگه غیر تو میتونه برام کاری کنه ؟

ای خدا، ازخودم به تو شکایت میکنم ازقلب خرابم ازچشم بی اشکم

نکنه به خواطر گناهانم منو از در خونت روندی . . .

پروردگار من رحمی کن

آخه اگه نمیخواستی رحمی کنی ، اجازه نمیدادی همین اندازه هم با تو حرف بزنم . . .

یا الله یا الله یا الله

اجازه بده حد اقل اسمت را به زبان بیاورم

یا الله یا الله یا الله . . .