" مناجات "
" مناجات "
کمی آنطرفتر از انعکاس مدور آسمان در زلال شبنم های غلتان روی گلبرگهای باغ،
حوالی هیاهوی شگفت انگیزقطرات آب که دردامن بلند آبشاریکصدا سرودنیایش می خوانند،
دست در دستان خواهش درختان یک جنگل انبوه وقتی با موسیقی باد سمفونی عظیم خلقت
را هم نوایی می کنند: ![]()
می خوانمت
واز لابلای عطر مناجات شب بوها به اشتیاقت ای صداقت جاوید حس بودن در یکایک
شریانهایم می دود ![]()
تنها نه برای اینکه
.... در حضیض رنجها و دردها به آغوش مهربانت پناهم دهی ، که می دهی!
نه اینکه در کشاکش شدائد و سختیها دستگیرم باشی ، که هستی! ![]()
نه اینکه در تردید نگران انتخابها هدایتم کنی ، که می کنی !
و نه اینکه درلذت چشیدن حقیقت شادیها ومعارف واندیشه های بزرگ تنها نباشم ، که
هستم!!

با تمام وجود به تو عشق می ورزم
چرا که
خلق می کنی ، نقش می کشی ، رنگ می زنی ، روزی می دهی ، شادی می بخشی،
می نوازی ، می میرانی، وباز خلق می کنی و....
خدایی... ![]()
چه باشم یا نباشم، کافر باشم یا مومن، بنده باشم یا سلطان، گناه باشم یا ثواب، مطیع باشم
یا سرکش
و تو خدایی وهستی
وهستی می بخشی
تنها حقیقت مطلق موجود ...
![]()
با تمام نیاز می ستایمت
و دوستت دارم.

"هیچ کس فرمان عالم جز خدا نیست بر او توکل میکنم و باید همه صاحبان مقام توکل هم بر او اعتماد کنند."