گر نيايي فقير مي ميرم

مثل دنيا حقير مي ميرم


چون کبوتر که در قفس حبس است

تک و تنـــها اسيـــر مي ميـــــــرم


اي شکـــوه ترنـــم باران

در فراقت کوير مي ميرم


توي شهر دلم زمين لرزه بود

زيـــر آوار پــير مي ميــــــرم


بي تو زجرآور است جان کندن

واي بر من؛ چه دير مي ميرم


تو بيا، مي خورم قسم به خدا

چون بگويي بمير، مي ميرم


«مهديا» اي تمام هستي من

گــــــر نيايي فقير مي ميــرم